/گزارش ایسنا/ ×ملی شدن صنعت نفت نماد مبارزه ايراني با استعمار ×
در حدود2000 سال پيش ايرانيان و اعراب روشهاي تقطير نفت و تبديل آن به مواد سوختي را در اختيار داشتند. در قرن دوازدهم با لشكركشي هاي اعراب به اسپانيا روشهاي تقطير نفت و تبديل آن به مواد سوختي به اروپاي غربي منتقل شد. استخراج نفت به روش کنوني يعني روش حفر چاه از نيمه دوم قرن گذشته معمول شده است.
نفت تا پيش از ورود به چرخه صنعت در ميان قبايل بدوي مادهاي مهجور و ناشناخته نبود و به صورت بسيار ابتدايي مورد استفاده قرار ميگرفت. ايرانيان و روميان با استعمال نفت براي پرتاب گلوله هاي آتشين در جنگها آشنايي داشتند. کاوشهاي باستان شناسي مشخص كرده است که سومريان در حدود پنج تا شش هزار سال پيش قير را شناخته اند و آن را با ساير مواد مخلوط کرده و بعنوان ملات ضد رطوبت بين آجرها و سنگهاي ساختمان معابد بکار بردهاند.
در آن زمان از نفت در معابد چغازنبيل در حوالي هفت تپه واقع در چهل کيلومتري جنوب خاوري شهر شوش استفاده شده و در دوره هخامنشيان نيز نفت براي روشنايي و موارد طبي استفاده شده است.
شاید در آن زمان بشر تصور نمی کرد که این ماده تیره بد بو روزی سبب ایجاد جنگها در کشورهای مختلف جهان شود.
آشنايي بيشتر با نفت و مشتقات آن از زماني رو به پيشرفت گذاشت که پديده هايي چون؛ افزايش جمعيت و گسترش تحولات اقتصادي، انسان را به استفاده هرچه بيشتر و بهتر از آن نيازمند ساخت.
نخستين اقدامي که در جهت شکل گيري تاريخ صنعت نفت جهان موثر واقع شد گزارشي بود که از سوي "بنجامين سيليمن جونيور" (Benjamin silimin Junior) استاد برجسته رشته شيمي در دانشگاه یيل، به سرمايه گذاران جهاني نفت ارائه شد. گزارشي که در تاريخ صنعت نفت جهان يک نقطه عطف به حساب مي آمد. مأموريت "سيليمن" در اين طرح تحقيقاتي انجام آزمايش هاي علمي بر روي نوعي روغن موسوم به (سنکا) بود که در پنسيلوانياي غربي، گذشته از روشنايي، براي درمان بسياري از بيماري ها مورد استفاده قرار ميگرفت.
نتيجه گزارش در اين عبارت خلاصه شده بود:(موفقيت غيرمنتظره در استفاده از نفت خام تصفيه شده، به عنوان يک مايع روشنايي بخش).سيليمين در گزارش خود به سرمايه گذاران نفتي اطمينان داد که نفت خام، اين قابليت را خواهد داشت که در امور مختلف از جمله روشنايي، گرمايي، حمل ونقل مورد استفاده قرار گيرد و سود سرشاري عايد سرمايه گذاران کند.
در سال 1858ميلادي نخستين چاه نفت در آمريکا شمالي حفر شد. در سال 1859ميلادي Col. Edwin Drake در عمق 69 پايي از سطح زمين در Titusville در ايالت پنسیلوانیا (Pennsylvania) به نفت رسيد.
شاید بتوان پیدایش نفت در ایران را به عنوان نقطه عطفی در تاریخ و سرنوشت ایرانیان در نظر گرفت. نقطه عطفی که تمام تحولات سیاسی اجتماعی و اقتصادی کشور را تحت تاثیر خود قرار داد.
از زمان كشف نفت، دولتهای انگلستان و روسيه، بيش از پيش وارد صحنه سياسي ايران شده و هر يك تلاش نمودند تا از منابع نفتي كشور سهمي بيشتر داشته باشند؛ اما دولت بريتانيا كه بيش از هر كشور ديگري به اهميت اين صنعت پي برده بود از رقبا پيشي گرفت و بزودي جاي پاي خود را در ايران محكم كرد. وقوع جنگ جهاني اول سبب با اهمیت شدن نفت به عنوان نیرو محرکه ماشین های جنگی شد.
سابقه قراردادهاي نفتي ایران به سال 1250 بر می گردد. در آن زمان ناصرالدين شاه امتياز بهره برداري از معادن نفت را به "بارون جوليوس دو رويتر" واگذار كرد. در ماده يازدهم اين قرارداد، «پترول» نيز كه در آن زمان به نفت اطلاق مي شد، در رديف واگذاري زغالسنگ، آهن، مس و سرب قرار گرفته بود.
نخستین امتياز رسمي براي اکتشاف و استخراج معادن و از جمله نفت در تاريخ 25 ژوئن 1872به يک عامل انگليسي به نام Barun Julius de Reuter (موسس خبرگزاري رويتر) از طرف ناصر الدين شاه و در زمان صدارت ميرزا حسين خان سپهسالار به مدت 70 سال واگذار شد.
دومين امتياز رسمي در سال 1884 ميلادي از طرف ناصر الدين شاه به شرکت هاتز و پسر داده شد. اين امتياز به بياني ديگر نخستين امتياز آشكار نفتي به بيگانگان است زيرا در امتياز دو رويتر مسئله نفت به صورت تلويحي مطرح بود. اين امتياز در زمان ناصرالدين شاه و زمان صدارت امين سلطان در سال 1889 به اين شرکت واگذار شد که طبق اين قرارداد استخراج معادن سنگ آهن، مس و نفت به مدت 60 سال به اين شرکت واگذار شد.
بايد به خاطرداشت که اين امتياز يک قرارداد کاملاً نفتي نبوده است. اولين چاه به منظور کشف نفت به وسيله شرکت هاتز در دالکي و دومين چاه در همان ناحيه توسط شرکت معادن ايران و سومين آن در جزيره قشم به وسيله همين شرکت حفاري شد.
براثر مخالفت علما و رجال سیاسی کشور و از سوی دیگر مخالفت شدید دولت روسیه قرارداد «رويتر» در زمان کوتاهی لغو شد.پس از آن دو قرارداد بين دولت ايران و اتباعی از کشورهاي هلند و انگليس برای استخراج نفت از ناحيه دالکی بوشهر منعقد شد که حفاریهای انجام شده در این منطقه، نتيجهای دربرنداشت.
درسال 1281 شاه وقت ایران( مظفرالدين شاه) امتياز اكتشاف، استخراج، بهرهبرداري و فروش نفت در سراسر کشور بجز پنج ايالت شمالي آذربايجان، گيلان، مازندران، گرگان و خراسان را به مدت 60 سال به ويليام ناكس دارسي، انگليسی واگذار کرد. اين قرارداد در 28 ماه مه 1901 بين دولت ايران و الفرد ماريوت از طرف شرکت دارسي به امضاء رسيد.
در سال 1282 شرکتي بنام شرکت بهره برداري اوليه براي آغاز كار تاسيس شد. سنديکای امتيازداران قرارداد دارسی متشکل ازناکس دارسي، لرد استرانکو (موسس راه آهن سراسری کانادا و شرکت نفت برمه)، در سال 1284 سرمایه و تجهیزات لازم را تدارک دید و تلاش دامنه خود را براي حفاری و اکتشاف نفت در جنوب و غرب ایران آغاز کرد.
ابتدا جستجو برای نفت در چیاسرخ ایلام آغازشد. در سال 1282 چاه شماره يك، چیا سرخ در منطقه ايلام، در عمق 507 متري به نفت رسيد و به دنبال آن چاه شماره 2 نيز با توليد روزانه 250 بشكه نفت مورد بهرهبرداري قرار گرفت. کنسرسیوم نفت ایران كه عمليات حفاري اين چاهها را انجام داده بود، به دليل ذخاير كم نفتي، فاصله زياد تا بندرگاه صادرات نفت يعني آبادان و نبود امنيت كافي در منطقه، عمليات استخراج و اكتشاف نفت را متوقف كرد و اكتشاف در مناطق نفتخير جنوب را با حفر دو حلقه چاه در منطقه ماماتين شهرستان رامهرمز در استان خوزستان آغاز كرد. پس از عدم موفقيت حفر چاهها در منطقه ماماتين، بر اساس احتمالات به اكتشاف در منطقه مسجدسليمان مشغول شدند.
بر اساس گفته کارگران دارسی گروهي که امتیاز نفت را در جنوب ایران به خود اختصاص داده بودند از تلاش های صورت گرفته نا امید شده بودند و با توجه به نتایج حاصل شده قصد ترک ایران را داشتند، اما حفاری در مسجد سلیمان آنها را به نتیجه فعالیتهای خود امیدوار کرد.
فعاليت انگلیسیها در نفتون مسجدسلیمان در مساحتي برابر دو کيلومتر مربع در دو محل متمرکز گرديد. حفاري چاه شماره 1 در ژانويه 1908 و چاه شماره 2 در مارس 1908 آغاز شد و بالاخره در 5 خرداد 1287چاه شماره 1 در عمق 356 متري به مخزن رسيد و نفت تا ارتفاع 200 متري بالا آمد و چاه شماره 2 نيز ده روز بعد در عمق 308 متري به نفت برخورد کرد و بدين منوال صنعت نفت در خاورميانه متولد شد.
کشف نفت در مسجدسليمان و در مخازن آهکي براي اولين بار اتفاق افتاده بود چرا که تا آن زمان تمام مخازن نفتي در لايه هاي ماسه سنگي کشف شده بود.يک سال پس از این رویداد تاریخی يعني در تاريخ 14 آوريل 1909 ميلادي شرکت نفت انگليس و ايران با سرمايه دو ميليون ليره تاسيس شد. اين رویداد ارتباطات و تصميمات و تحولات اجتماعي ایران را تحت تاثیر خود قرار داد.
در سال 1914، مجلس بریتانیا برای تامین سوخت ماشین های جنگی کشورش قانوني را وضع كرد كه به موجب آن دولت قسمتي از سهام شركت نفت ايران و انگليس را خريداري کند. صدور نفت ايران از سال 1292 آغاز شد و در سال 1293 دولت انگلستان به لحاظ اهميت روز افزون نفت براي تامين سوخت نيروي دريايي خود در حدود 56 درصد سهام شرکت را خريد و دو نفر نماينده با حق وتو نسبت به تصميمات مربوط به سياست عاليه شرکت به هيئت مديره آن منصوب نمود و به اين ترتيب کنترل شرکت را به دست آورد و امتياز در حقيقت به دولت انگلستان منتقل گرديد.
در آن زمان حفظ منافع نفتي بزرگترين هدف سياسي دولت انگلستان شد چرا كه نفت به صورت يكي از مصالح و منافع مستقيم و استراتژيك بريتانيا درآمد. دولت انگليس با خريد سهام شرکت نفت ایران انگلیس، این شركت را به يك سازمان دولتي مقتدر در مقابل ایران تبديل كرد.
بر اساس ماده 10 قرارداد دارسی که حاکم بر روابط شرکت نفت و دولت مرکزی ایران بود، شرکت ایران و انگلیس باید میزان ناچیز 16 درصد از منافع خالص نفت را به عنوان حق امتیاز به دولت ایران پرداخت می کرد. اما انگیلسی ها حتی حاضر به پرداخت این مبلغ ناچیز هم نشدند و از ابتدای فعالیت شرکت نفت انگلیس و ایران، همواره کشمکش بر سر محاسبه سود خالص و حق امتیاز وجود داشت. این موضوع بیشتر به شفاف نبودن حسابها و ناتوانی ماموران دولتی ایران از فهم اطلاعات مالی شرکت ناشی میشد.
با این شرایط انگلیسیها باز هم کوتاه نیامدند و در سال 1931 با دریافت حقی از سهم ایران سهم ایران را بيش از گذشته کاهش دادند.اما انگلیسیها پا را از گلیم خود فراتر نهادند و عملا شركت نفت ایران و انگلیس در اوضاع سياسي ايران دخالت ميكرد و بر سر همين موضوع نيز گلايههاي زيادي از آن ميشد. به هرحال شركت نفت ايران و انگليس به عنوان ستون پنجم انگليس در ايران و عامل مؤثري در به هم زدن اوضاع به حساب ميآمد.
در این شرایط دولت ايران ضمن اعتراض به شركت نفت ايران و انگليس از قبول و دريافت حقالامتياز سال 1931 خودداري كرده و با فشار مردم در آذرماه 1311 ، وزير دارايي وقت ايران، الغاي امتياز دارسي را اعلام کرد.
انگلیسیها به اين اقدام دولت ايران اعتراض کردند و مساله را به شوراي جامعه ملل ارجاع دادند.شوراي جامعه ملل هر دو طرف را دعوت كرد كه وارد مذاكره مستقيم شده و راهحلي بيابند. در نهايت قرار شد تا رسيدن به نتيجه نهايي، عمليات كمپاني در ايران ادامه يابد.مذاكرات بين كمپاني و ايران در 1933 آغاز شد و در همان سال به عقد قرارداد جديد نفتي بين طرفين منجر گرديد. دو سال بعد، قرارداد جديد نفت كه بنام «قرارداد 1933» معروف است، به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد.
پس از اشغال ايران توسط انگليس و شوروي و پس از آن، آمريكا در جنگ جهاني دوم، رقابت استعمارگران بر سر منافع، خصوصا نفت، تشديد شد. اما دولت انگلستان به منظور حفظ سلطه خويش بر نفت جنوب و جلوگيري از استيفاي حقوق ملت ايران با مقامات كشور وارد مذاكره شد تا قراردادي را به تصويب برساند كه قرارداد 1933 را مورد تاييد و تاكيد قرار دهد. در پي الحاقي به قرارداد 1933 كه به قرارداد "گس- گلشاييان" مشهور گشت، مخالفتها و اعتراضهاي شديدي از سوي برخی از نمايندگان و همچنين از سوي بخش آگاه جامعة ايران بالا گرفت.
قرارداد الحاقي در تاريخ 26 تير ماه 1328، به عنوان ضميمه قرارداد اصلي، يعني امتيازنامه 1932 به امضاي گلشاييان نماينده دولت ايران و وزير دارايي وقت و گس، نماينده شركت نفت ایران و انگلیس رسيد.بر اساس قرارداد گس – گلشاييان سلطه انگليس بر منابع نفتي ايران تا سال 1361 ادامه می یافت و دولت ايران براحتي نميتوانست قرارداد 1933 را لغو کند.
پس از برداشتن این گام ننگین توسط دولت ایران کم کم زمزمه هایی از اعتراضات مردمی و آگاه سازی های پیرامون اهمیت نفت در کشور به گوش میرسید. آيت الله كاشاني تلاش كرد تا مبارزه را هدفدارتر کند و اعلاميه شديد اللحني عليه شركت نفت صادر كرد و در آن خواستار لغو امتياز این شرکت در ایران شد.
مجلس شانزدهم در 20 بهمن 1328 آغاز به كار كرد و دولت وقت آن زمان به دليل عدم راي اعتماد در 27 اسفند ماه همين سال ساقط شد و علي منصور به خواست سفارت انگليس بر شاه تحميل و مامور تشكيل كابينه گرديد.
نمايندگان در كميسيون نفت در خلال بحثهاي خود، از ملي شدن صنعت نفت سخن به ميان ميآوردند. هنگام تصويب گزارش كميسيون نفت در مجلس در 26 آذر 1329 طرحي با امضاي يازده نفر، مبني بر ملي شدن صنعت نفت به مجلس تقديم شد، اما چون امضاها كافي نبود، مطرح نشد.رزم آرا، نخست وزیر وقت ایران پس از شنیدن این زمزمه ها در مجلس، در جلسه خصوصي مجلس شركت كرد و به شدت عليه ملي شدن نفت، سخن گفت و ملي كردن صنعت نفت را خیانتی بزرگ دانست.
در آن زمان نهضت مردمي و جبهه ملي به همراه برخي از نمايندگان مجلس و فداييان اسلام براي ملي شدن نفت تلاش كردند. در نهايت رزم آرا توسط فداييان اسلام از بين رفت و از طرف ديگر، نتيجه كميسيون نفت اين شد كه قرارداد الحاقي گس_گلشاييان باطل گرديد و نتيجه پيشنهاد جايگزين آن در روز 29 اسفند ماه سال 1329 كه به تصويب مجلس رسيد، اين شد كه صنعت نفت در سراسر ايران ملي اعلام شود.
پس از به نخست وزيري رسيدن مصدق در ارديبهشت 1330، اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت در سرلوحه برنامه دولت قرار گرفت.با تصویب این قانون شرکت سابق نفت ايران و انگليس خلع ید و صنعت نفت ايران ملي اعلام شد. ملي شدن صنعت نفت ايران نه تنها از نظر اقتصادي و سياسي يکي از وقايع مهم نيمه دوم قرن بيستم براي کشور توليد کننده نفت محسوب مي شود، بلکه از اين جهت نيز داراي اهميت است که سبب شد کارشناسان نفتي کشورهاي توليد کننده نفت بخصوص ايران، استعدادهاي نهفته خود را نشان داده و تکميل نمايند.
پس از ملي شدن صنعت نفت با تلاشهاي دكتر مصدق و آيتالله كاشاني در نهم ارديبهشتماه سال 1330 شركت ملي نفت ايران بنا نهاده شد. اما دوران تسلط ملت ایران بر منابع انرژي کشورشان تنها حدود سه سال دوام یافت. پس از ملي شدن صنعت نفت براي مدت کوتاهي تاسيسات نفتي توسط کارشناسان ايراني اداره شد ولي بعلت تحريم اقتصادي که بر اساس توصيه دولتهاي انگليس و آمريکا صورت گرفت دولت وقت غير موارد معدودي نتوانست اقدام به صدور نفت نمايد.
وقتی نفت ملی شد، نخست وزير مردمی ايران شرکت نفت ايران را که تحت مديريت بريتانيا بود ملی کرد، دولت بريتانيا آبروی خود را در خطر ديد. پس از آن که تمام تلاشها و ابتکارات سياسی و ديپلماتيک ناکام ماند، لندن به اين نتيجه رسيد که تنها چاره کار خارج شدن مصدق از صحنه است. دولت بريتانيا توانست دوايت آيزنهاور، رييس جمهور آمريکا و دولت او را هم قانع کند که اگر دولت مصدق سرنگون نشود، ايران به مركز کمونيزم تبديل خواهد شد.
کودتايی توسط دفتر مرکزی اطلاعات آمريکا (سی آی ای) و همتای بريتانيايی اش (MI6) طرح ريزی شد که مسئول اجرايش کيم روزولت از سی آی ای بود. وظايف در روزکودتا شامل تقويت روحيه پادشاه وحشت زده ايران، خريدن سياستمداران و روزنامه نگاران و سازمان دادن و بسيج کردن شبکه ای از عوامل محلی بود.
اولين طرح کودتا شکست خورد و شاه ايران را ترک کرد. اما روز بيست و هشتم مرداد دولت مصدق ساقط شد و شاه تاج و تخت خود را باز يافت. در جريان اين کودتا حدود سيصد نفر در زد و خوردهای خيابانی کشته شدند.
متعاقب کودتاي ننگين 28 مرداد 1332 و انعقاد قرارداد تحميلي 1333 با کنسرسيومي متشکل از 16 شرکت نفت اروپايي و آمريکايي، صدورنفت توسط آن شرکتها آغاز و عملاً قانون ملي شدن صنعت نفت ناديده گرفته شد. بعد از اين واقعه باز حضور خواهران نفتي شامل (بريتيش پتروليوم كمپاني ليميتد، شل پتروليوم ان.وي، گلف اويل كورپوريشن، موبيل اويل كورپوريشن، استاندارد اويل كمپاني اوكاليفرنيا، تكزاكو اين كورپوريتد، كمپاني فرانسزد پترول) و تشكيل كنسرسيومي جديد را در تاريخ هفتم آبان ماه 1333 شاهد هستيم. شركتهاي گروه ايريكن نيز در نهم ارديبهشت 1344 به كنسرسيوم ملحق شدند. شركتهاي عضو كنسرسيوم نفت ايران دو شركت به نامهاي "شركت سهامي اكتشاف و توليد نفت ايران " و "شركت سهامي تصفيه نفت ايران " تشكيل دادند كه در کل " شركتهاي عامل نفت ايران " ناميده مي شدند.
اين دو شركت به ترتيب اختيار اكتشاف و توليد نفت خام و گاز طبيعي در حوزه معيني در جنوب ايران به نام "حوزه قرارداد" و تصفيه نفت خام و گاز حاصله را عهده دار بودند.شركتهاي عامل نفت ايران طبق قوانين كشور هلند تشكيل شده و در ايران به ثبت رسيده بودند.تعهدات مالي شركتهاي عضو كنسرسيوم، پرداخت مشخص تحت عنوان حق الارض شامل كليه نفت خام صادراتي و ماليات بر درآمدي بود كه به نسبت درصدي از منافع حاصل از صدور نفت بر اساس بهاي اعلام شده نفت خام به دولت ايران مي پرداختند که اين درصد ازسال 1349 به 55 درصد رسید.
تا پیش از پيروزي انقلاب اسلامي شركت ملي نفت ايران كار توزيع و فروش فرآورده هاي نفتي و گاز طبيعي جهت مصارف داخلي را به عهده داشت. شركتهاي عامل نفت ايران، فرآورده هاي نفتي، گاز طبيعي و نفت خام مورد نياز براي مصارف داخلي را به شركت ملي نفت ايران تحويل مي دادند. شركت ملي نفت ايران همچنين مسئوليت تامين، نگهداري و اداره خدمات پشتيباني توليد را تحت عنوان" خدمات غيرصنعتي" به عهده داشت كه در مقابل "عمليات صنعتي" قرار مي گرفت كه انحصارا در اختيار خارجيان بود.
با آغاز فعالیت کنسرسیوم اگرچه قراربود قانون ملی شدن نفت اجرا شود اما در عمل دولت ایران و شرکت ملی نفت اختیارات بسیار محدودی داشتند. تا مهرماه 1353 اعضای کنسرسیوم بدون دخالت دولت ایران برای تعیین میزان تولید و قیمت نفت که عوامل اصلی و تعیین کننده درآمد کشور بودند،تصمیم می گرفتند و دولت ایران در این خصوص هیچ اختیاری نداشت.
انقلاب اسلامي در ايران روح تازهاي در كالبد صنعت نفت دميد. از جمله اقدامات در آغاز انقلاب اسلامي بستن شيرهاي نفت صادراتي در ششم دی 1357 بود. با اين كار اختيار امور تاسيسات نفتي به دست اعتصابيون افتاد و خارجيها براي دومين بار در تاريخ صنعت نفت مهياي رفتن شدند. در مناطق خارجي نشين اهواز، آبادان و سایر مناطق، كارشناسان آمريكايي و اروپايي با شتاب هرچه تمام بخشي از اموال، اثاثيه شخصي و اتومبيل هاي خود را به حراج گذاشته و خانه – باغ ها را رها کرده و خوزستان را ترك كردند.
این حرکت تدریجی ملت ایران در واقع اجرای واقعی ملی شدن صنعت نفت بود. این موضوع سبب شد بیگانگان هیچ زمانی نتوانند در این صنعت حضور داشته باشند و زمینه بومی شدن صنعت نفت را فرآهم ساخت.
در جنگ تحميلي نيز تاسيسات گسترده صنعت نفت ايران در خشکي و دريا ،اولين هدف دشمن بود. هدف از ملي كردن صنعت نفت را نبايد تنها از ديدگاه اقتصادي آن مورد بررسي قرار داد. هر چند به دليل سلطه استعمار انگليس بر نفت سود سرشاري را عايد امپرا توري بريتانيا كبير و در مقابل فقر و ستم را نصيب ملت ما مي نمود، اما مهم آنجا بود كه دولت انگليس از طريق شركت نفت در نهادهاي مملكتي پايگاه هايي ايجاد كرده بود و از آن طريق بر همه امور سياسي ، نظامي، فرهنگي و مذهبي كشور نظارت داشت تا جايي كه هر حادثه و رويدادي كه در كشور اتفاق مي افتاد مردم آنرا از چشم انگليسها مي ديدند.
به بهانه بزرگداشت پنجاه و ششمين سال ملي شدن صنعت نفت نظر چند تن از صاحبنظران و پيشكسوتان صنعت نفت ايران را جويا شديم.
شكرخدا عزيزي دوست، با داشتن سابقه بيش از نيم قرن فعاليت در استخراج نفت در ايران و قديميترين كارگر در شركت ملي مناطق نفتخير جنوب در گفتوگو با خبرنگار ايسنا در خوزستان، به بيان خاطرات خود از عصر طلايي صنعت نفت در ايران پرداخت و توضيح داد: در زمان دولت مصدق، ملت ايران براي گرفتن حق خود از ذخاير نفت كشورشان، در مقابل دولت استعمارگر انگلستان ايستادگي كردند و پيروز شدند. به همين دليل نيز صنعت نفت ايران توسط كشور انگليس تحريم شد و از فروش نفت كشورمان در بازارهاي جهاني جلوگيري به عمل آمد.
وي ادامه داد: دولت وقت براي مقابله با تحريمهاي بيگانگان و سراپاماندن صنعت نفت، اقدام به فروش اوراق قرضه بين مردم كرد. عده بسيار زيادي از كارگران صنعت نفت و مردم عادي به رهبري آيت الله كاشاني با فروش لوازم منزل خود اين اوراق را خريدند اما استعمارگران كه مشاهده كردند اهدافشان از طريق تحريم محقق نخواهد شد دست به كودتاي نظامي عليه دولت دكتر مصدق زدند و او را بركنار و محاكمه كردند و در واقع ملي بودن صنعت نفت را بي معنا كردند.
پرسابقهترين كارگر شركت ملي مناطق نفتخيز جنوب تصريح كرد: در زمان سلطه انگليسي بر ذخاير نفتي ايران، انگليسيها، ايرانيها را نوكر خود ميديدند و در برخي موارد دستمزدي كه به يك كارگر پرداخت ميشد برابر با دستمزد پرداختي به يك حيوان باركش بود.
عزيز دوست خاطرنشان كرد: در زمان سلطه استعمارگران بر نفت، يك كارگر ايراني اجازه درس خواندن و وارد شدن به بخش فني، كارشناسي و مهندسي صنعت نفت را نداشت و اين مشاغل تنها در اختيار انگليسي ها و پس از آن آمريكاييها بود، آنها هميشه افراد را در سطح پاييني، بدون معلومات ميخواستند.
به گزارش ايسناي خوزستان، عزيزي دوست كه در سال 1323 در اواسط جنگ جهاني دوم وارد صنعت نفت شده و پس از 52 سال خدمت در صنعت نفت در سال 1375 بازنشسته شده است.
دكتر عاصميپور، قائم مقام مديرعامل شركت ملي نفت ايران درباره ملي شدن صنعت نفت به خبرنگار خبرگزاري ايسناي خوزستان توضيح داد: متاسفانه شاهان وقت ايران، با بيتدبيري و ناآگاهي از اهميت نفت، منابع انرژي را به راحتي به ديگر ملل بيگانه واگذار ميكردند.
وي با اشاره به نگاهها به مردم ايران در قراردادهاي نفتي ابتدايي در ايران گفت:در يكي از اين قراردادها كه به قرارداد دادرسي معروف است، آمده: مقرراست براي بهرهبرداري از نفت ايران شركت طرف قرارداد از "عملهها و نكرههاي شاه" به كار گرفته شود. اين موضوع نشان دهنده نگاه شاهان به مردم در كشور بوده است.
عاصميپور اظهار داشت: ملي شدن صنعت نفت در ايران محصول تحولات اقتصادي و فكري و روشنگريها در جهان بود.
وي با بيان اينكه ملي شدن صنعت نفت در ايران به محور مبارزات بر ضد استعمار و استبداد تبديل شده است، بيان كرد: با توجه به وابستگي حكومتها به نفت براي تامين مالي خود و از سوي ديگر اهميت تامين انرژي براي قدرتهاي بيگانه، نفت هميشه مركز مبارزات مردم بر ضد استعمار در ايران بوده است.
عاصميپور تصريح كرد: ملي شدن واقعي صنعت نفت دو شرط اساسي داشت. نخستين شرط لازم، مالكيت بر منابع انرژي كشور و شرط ديگر مديريت بر منابع ملي انرژي است.
عاصميپور عنوان كرد:در سال 1330 هر دو شرط يعني مالكيت و مديريت منابع ملي انرژي در ايران تحقق يافت اما متاسفانه تنها حدود سه سال استمرار يافت. پس آن با سقوط دولت مصدق و روي كار آمدن محمد رضا شاه پهلوي، شرط مديريت بر منابع ملي نفت از بين رفت و ملي شدن صنعت نفت تنها به عنوان يك روز ملي در تقويمها و در حد شعار باقي ماند.
وي بيان كرد: نبود مديريت ملي ايراني بر منابع انرژي كشور، سبب شد مالكيت منابع انرژي نيز تحت تاثير قرار گيرد. زيرا زمانيكه ما نتوانيم بر منابع انرژي مديريت كنيم، نميتوانيم مالك آن نيز باشيم. در آن زمان تنها دلارهاي نفتي بود كه وارد كشور ميشد و ايراني هيچ گونه تصميمسازي در نفت نداشت.
قائم مقام مديرعامل شركت ملي نفت ايران يادآور شد:نيروهاي استعمارگري كه بر نفت ايران سلطه داشتند بدليل استراتژيك بودن تامين انرژي حاضر به تربيت متخصص نفت به شكل گسترده در ايران نميشدند.
وي ادامه داد: خارجياني كه بر نفت ايران تكيه زده بودند، نيروهاي انساني را در حدي نگه ميداشتند كه كار آنها را هيچ گاه ياد نگيرند و از پس اداره صنعت نفت بر نيايند. از سوي ديگر نيز با ورود هر چه بيشتر تجهيزات، تكنولوژي، نفتكشها و نيروي انساني به صنعت نفت ايران علاوه بر ساخت يك صنعت وابسته در كشور، تلاش ميكردند با افزايش سهم خود در جدول هزينههاي قراردادهاي نفتي سهم بيشتري از نفت كشور برداشت كنند.
وي گفت: در آن زمان انسيتوي تكنولوژي نفت آبادان ، تنها مركز آموزش نيروي انساني رشته مهندسي نفت در ايران بود.
عاصميپور خاطرنشان كرد: در زمان حكومت پهلوي دوم، بدليل نبود مديريت بر منابع انرژي كشور، هيچگاه صنعت نفت ملي نشد. منابع انرژي در كشور وجود داشت اما بيگانگان در مورد آن تصميم ميگرفتند و سهم كوچكي از آن را به ما ميدادند.
عاصميپور اظهار داشت: هدف اساسي از ملي شدن صنعت نفت، خارج ساخت صنعت نفت از سلطه بيگانه و تغيير روابط حاكم بر صنعت نفت بين ايراني و بيگانگان بود، اين موضوع در واژهنگاري امروز به دكترين مديريت ملي بر منابع ملي تفسير ميشود.
وي با اشاره به فرا رسيدن دوران نويد بخش ملي شدن صنعت نفت با پيروزي انقلاب اسلامي گفت: پس از وقوع انقلاب اسلامي، ايرانيان با نخستين حركت كه بستن شيرهاي نفت صادراتي بود، مديريت خود را بر منابع ملي انرژي كشور نشان دادند.
عاصميپور ادامه داد:در آن زمان مديريت و حاكميت در كنار يكديگر بر منابع انرژي كشور به وجود آمد و دوباره شرط ملي بودن صنعت نفت تحقق يافت و به معناي واقعي صنعت نفت كشور ملي شد.
وي خاطرنشان كرد: پس از اين اقدام، ايرانيها به جاهايي پا گذاشتند كه تا آن زمان بيگانگان حتي نميگذاشتند كوچكترين زمزمههاي از مديريت ایرانی صنعت نفت وجود داشته باشد.بخش حفاري كه صنايع بالا دست نفت است از جمله اين بخشها در صنعت نفت كشور بود.
عاصميپور عنوان كرد: در اول انقلاب در بخش حفاري كشور كار با شش دكل مستهلك آغاز شد. امروز در صنعت حفاري به جايي رسيدايم كه داراي بزرگترين شركت حفاري جهان هستيم و علاوه بر انجام عمليات حفاري در كشور، در بيرون مرزها نيز عمليات گستردهاي در اين رابطه در حال انجام است.
وي با بيان اينكه اگر از 100 سال پيش به ايرانيان اجازه حضور و مديريت صنعت نفت را ميدادند حال اوضاع به گونهاي ديگر بود اظهار داشت: پيشرفتها نشان دهنده اين است كه اگر از 100 سال پيش كار ايراني در صنعت نفت آغاز ميشد، هم اينك بزرگترين صادر كننده تكنولوژي و دانش نفت در جهان بوديم.
وي يادآور شد: امروز در پروژههاي نفتي مديريت با ايرانيان است و كشورهاي ديگر حاضر در پروژه تنها نقش پيمانكار و در واقع عملهها و نكرههايي هستند كه در زمان انعقاد قراردادهاي نخستين در صنعت نفت به ملت ايران اطلاق شده بود. هم اينك روابط در صنعت نفت به كلي دگرگون شده است.
عاصمي پور گفت: البته اين پايان تلاشها نيست و ما بايد نشان دهيم ايراني ميتواند صنعت نفت را به بهترين نحو اداره و مديريت كند كه تاكنون نيز تلاشها در اين جهت بوده است.
در اين باره علييعقوبينژاد، نويسنده كتاب رئيس نفت، نيز در گفتوگو با خبر نگار ايسنا - منطقه خوزستان - توضيح داد: ملي شدن صنعت نفت، طرحي بود كه با تلاشهاي دكتر مصدق، آيتالله كاشاني و خواست مردم ايران، به دست اقليت مجلس شوراي ملي، در 29 اسفندماه سال 1329 به تصويب رسيد.
وي افزود:اجراي اين طرح، دست انگليس را از منابع عظيم نفت ايران كوتاه ميكرد.
يعقوبينژاد اظهار داشت: اين قانون ضربه شديدي به شركت نفت ايران و انگليس كه تنها متولي استخراج، استحصال، صدور و فروش نفت ايران بود وارد كرد. اين شركت براي حفظ سهم خود از بازار نفت ايران به ديوان لاهه شكايت كرد.
يعقوبينژاد خاطرنشان كرد: انگليس براي مقابله با ملي شدن صنعت نفت، اقدام به خارج كردن نيروهاي خود از شهر آبادان به عنوان قطب نفتي ايران و جلوگيري از فروش نفت ايران كرد پس از آن نيز كه نتوانست سر بلندي ملت ايران و ملي شدن صنعت نفت را مشاهده كند با اجراي طرح كودتاي MI6 و سرنگوني دولت ملي مصدق در 28 مرداد سال 1332 جلوي ملي بودن صنعت نفت را گرفت.
يعقوبينژاد گفت: انتخاب آزادانه قراردادهاي نفتي، خودكفايي در بخشهاي زيادي از صنعت نفت، برنامهريزي براي برداشت صيانتي از مخازن نفتي و رشد و بلوغ صنعت نفت، از جمله مزاياي ملي شدن صنعت نفت ايران است.
دکتر شاديزاده، عضو هيئت علمي دانشگاه نفت نيز در رابطه با ملي شدن صنعت نفت در ايران به خبرنگار ايسنای خوزستان گفت: متاسفانه پس از 100 سال استخراج نفت، صنعت نفت به معناي واقعي ملي نشده است.
وي توضيح داد: تلاشها براي حذف وابستگي از بيگانگان پس از انقلاب آغاز شد ولي به هيچ وجه نبايد متوقف شد. اين تلاشها كافي نيست و همچنان بايد ادامه يابد.
شاديزاده تصريح كرد: تنها وقتي ميتوان گفت صنعت نفت ملي شده است كه 99 درصد تجهيزات و دانش اين صنعت از ايران تامين شود.
وي افزود: در واقع دادن حق به ايران در دادگاه لاهه در زمان ملي شدن صنعت نفت، مجوز دادن به ايراني براي اداره صنعت نفت بوده است.
شاديزاده اظهار داشت: ملي شدن صنعت نفت از نظر لفظي به معناي تعلق سرمايه تمام مخازن نفت و گاز به مردم است. زماني كه يك صنعت در كشوري ملي است اكثر مردم آن كشور دانشهاي مرتبط با آن صنعت را دارند. اما متاسفانه دانش صنعت نفت در ايران فراگير نبوده و نفت تنها در بعد درآمدي براي مردم ملي شده است.
شاديزاده با اشاره به آموزش نيروي انساني مرتبط با بالادست صنايع نفت گفت: متاسفانه تا پيش از سال 1375 رشتهاي بنام مهندسي نفت در آموزش عالي كشور وجود نداشت اين موضوعات سبب شده ايران از نظر دانش نفت از ساير كشورها عقب بيفتد.
وي عنوان كرد: عليرغم تلاشهاي صورت گرفته براي ساخت و تامين وسايل و تجهيزات صنعت نفت، هنوز در بخش عمدهاي از تجهيزات، ابزارها و تكنولوژي نفت، وابسته به بيگانگان هستيم.
شاديزاده درباره تحولات پس از انقلاب اسلامي در رابطه با صنعت نفت گفت: به صورت قطعي هر آن چه كه در صنعت نفت از دانش و تجهيزات داخلي وجود دارد پس از انقلاب اسلامي با تلاش متخصصان انقلابي در اين صنعت به وجود آمده است.
وي تصريح كرد: تا پيش از انقلاب صنعت نفت كشور توسط كنسرسيومهاي خارجي اداره و مديرت ميشد و اين موضوع ننگ بار بود. مديريت بر منابع نفتي پس ازانقلاب اسلامي آغاز شد که اين موضوع افتخاري براي صنعت نفت كشور است.
گزارش از خبرنگار ایسنا پيمان بهرامرفيعي
انتهاي پيام
نفت تا پيش از ورود به چرخه صنعت در ميان قبايل بدوي مادهاي مهجور و ناشناخته نبود و به صورت بسيار ابتدايي مورد استفاده قرار ميگرفت. ايرانيان و روميان با استعمال نفت براي پرتاب گلوله هاي آتشين در جنگها آشنايي داشتند. کاوشهاي باستان شناسي مشخص كرده است که سومريان در حدود پنج تا شش هزار سال پيش قير را شناخته اند و آن را با ساير مواد مخلوط کرده و بعنوان ملات ضد رطوبت بين آجرها و سنگهاي ساختمان معابد بکار بردهاند.
در آن زمان از نفت در معابد چغازنبيل در حوالي هفت تپه واقع در چهل کيلومتري جنوب خاوري شهر شوش استفاده شده و در دوره هخامنشيان نيز نفت براي روشنايي و موارد طبي استفاده شده است.
شاید در آن زمان بشر تصور نمی کرد که این ماده تیره بد بو روزی سبب ایجاد جنگها در کشورهای مختلف جهان شود.
آشنايي بيشتر با نفت و مشتقات آن از زماني رو به پيشرفت گذاشت که پديده هايي چون؛ افزايش جمعيت و گسترش تحولات اقتصادي، انسان را به استفاده هرچه بيشتر و بهتر از آن نيازمند ساخت.
نخستين اقدامي که در جهت شکل گيري تاريخ صنعت نفت جهان موثر واقع شد گزارشي بود که از سوي "بنجامين سيليمن جونيور" (Benjamin silimin Junior) استاد برجسته رشته شيمي در دانشگاه یيل، به سرمايه گذاران جهاني نفت ارائه شد. گزارشي که در تاريخ صنعت نفت جهان يک نقطه عطف به حساب مي آمد. مأموريت "سيليمن" در اين طرح تحقيقاتي انجام آزمايش هاي علمي بر روي نوعي روغن موسوم به (سنکا) بود که در پنسيلوانياي غربي، گذشته از روشنايي، براي درمان بسياري از بيماري ها مورد استفاده قرار ميگرفت.
نتيجه گزارش در اين عبارت خلاصه شده بود:(موفقيت غيرمنتظره در استفاده از نفت خام تصفيه شده، به عنوان يک مايع روشنايي بخش).سيليمين در گزارش خود به سرمايه گذاران نفتي اطمينان داد که نفت خام، اين قابليت را خواهد داشت که در امور مختلف از جمله روشنايي، گرمايي، حمل ونقل مورد استفاده قرار گيرد و سود سرشاري عايد سرمايه گذاران کند.
در سال 1858ميلادي نخستين چاه نفت در آمريکا شمالي حفر شد. در سال 1859ميلادي Col. Edwin Drake در عمق 69 پايي از سطح زمين در Titusville در ايالت پنسیلوانیا (Pennsylvania) به نفت رسيد.
شاید بتوان پیدایش نفت در ایران را به عنوان نقطه عطفی در تاریخ و سرنوشت ایرانیان در نظر گرفت. نقطه عطفی که تمام تحولات سیاسی اجتماعی و اقتصادی کشور را تحت تاثیر خود قرار داد.
از زمان كشف نفت، دولتهای انگلستان و روسيه، بيش از پيش وارد صحنه سياسي ايران شده و هر يك تلاش نمودند تا از منابع نفتي كشور سهمي بيشتر داشته باشند؛ اما دولت بريتانيا كه بيش از هر كشور ديگري به اهميت اين صنعت پي برده بود از رقبا پيشي گرفت و بزودي جاي پاي خود را در ايران محكم كرد. وقوع جنگ جهاني اول سبب با اهمیت شدن نفت به عنوان نیرو محرکه ماشین های جنگی شد.
سابقه قراردادهاي نفتي ایران به سال 1250 بر می گردد. در آن زمان ناصرالدين شاه امتياز بهره برداري از معادن نفت را به "بارون جوليوس دو رويتر" واگذار كرد. در ماده يازدهم اين قرارداد، «پترول» نيز كه در آن زمان به نفت اطلاق مي شد، در رديف واگذاري زغالسنگ، آهن، مس و سرب قرار گرفته بود.
نخستین امتياز رسمي براي اکتشاف و استخراج معادن و از جمله نفت در تاريخ 25 ژوئن 1872به يک عامل انگليسي به نام Barun Julius de Reuter (موسس خبرگزاري رويتر) از طرف ناصر الدين شاه و در زمان صدارت ميرزا حسين خان سپهسالار به مدت 70 سال واگذار شد.
دومين امتياز رسمي در سال 1884 ميلادي از طرف ناصر الدين شاه به شرکت هاتز و پسر داده شد. اين امتياز به بياني ديگر نخستين امتياز آشكار نفتي به بيگانگان است زيرا در امتياز دو رويتر مسئله نفت به صورت تلويحي مطرح بود. اين امتياز در زمان ناصرالدين شاه و زمان صدارت امين سلطان در سال 1889 به اين شرکت واگذار شد که طبق اين قرارداد استخراج معادن سنگ آهن، مس و نفت به مدت 60 سال به اين شرکت واگذار شد.
بايد به خاطرداشت که اين امتياز يک قرارداد کاملاً نفتي نبوده است. اولين چاه به منظور کشف نفت به وسيله شرکت هاتز در دالکي و دومين چاه در همان ناحيه توسط شرکت معادن ايران و سومين آن در جزيره قشم به وسيله همين شرکت حفاري شد.
براثر مخالفت علما و رجال سیاسی کشور و از سوی دیگر مخالفت شدید دولت روسیه قرارداد «رويتر» در زمان کوتاهی لغو شد.پس از آن دو قرارداد بين دولت ايران و اتباعی از کشورهاي هلند و انگليس برای استخراج نفت از ناحيه دالکی بوشهر منعقد شد که حفاریهای انجام شده در این منطقه، نتيجهای دربرنداشت.
درسال 1281 شاه وقت ایران( مظفرالدين شاه) امتياز اكتشاف، استخراج، بهرهبرداري و فروش نفت در سراسر کشور بجز پنج ايالت شمالي آذربايجان، گيلان، مازندران، گرگان و خراسان را به مدت 60 سال به ويليام ناكس دارسي، انگليسی واگذار کرد. اين قرارداد در 28 ماه مه 1901 بين دولت ايران و الفرد ماريوت از طرف شرکت دارسي به امضاء رسيد.
در سال 1282 شرکتي بنام شرکت بهره برداري اوليه براي آغاز كار تاسيس شد. سنديکای امتيازداران قرارداد دارسی متشکل ازناکس دارسي، لرد استرانکو (موسس راه آهن سراسری کانادا و شرکت نفت برمه)، در سال 1284 سرمایه و تجهیزات لازم را تدارک دید و تلاش دامنه خود را براي حفاری و اکتشاف نفت در جنوب و غرب ایران آغاز کرد.
ابتدا جستجو برای نفت در چیاسرخ ایلام آغازشد. در سال 1282 چاه شماره يك، چیا سرخ در منطقه ايلام، در عمق 507 متري به نفت رسيد و به دنبال آن چاه شماره 2 نيز با توليد روزانه 250 بشكه نفت مورد بهرهبرداري قرار گرفت. کنسرسیوم نفت ایران كه عمليات حفاري اين چاهها را انجام داده بود، به دليل ذخاير كم نفتي، فاصله زياد تا بندرگاه صادرات نفت يعني آبادان و نبود امنيت كافي در منطقه، عمليات استخراج و اكتشاف نفت را متوقف كرد و اكتشاف در مناطق نفتخير جنوب را با حفر دو حلقه چاه در منطقه ماماتين شهرستان رامهرمز در استان خوزستان آغاز كرد. پس از عدم موفقيت حفر چاهها در منطقه ماماتين، بر اساس احتمالات به اكتشاف در منطقه مسجدسليمان مشغول شدند.
بر اساس گفته کارگران دارسی گروهي که امتیاز نفت را در جنوب ایران به خود اختصاص داده بودند از تلاش های صورت گرفته نا امید شده بودند و با توجه به نتایج حاصل شده قصد ترک ایران را داشتند، اما حفاری در مسجد سلیمان آنها را به نتیجه فعالیتهای خود امیدوار کرد.
فعاليت انگلیسیها در نفتون مسجدسلیمان در مساحتي برابر دو کيلومتر مربع در دو محل متمرکز گرديد. حفاري چاه شماره 1 در ژانويه 1908 و چاه شماره 2 در مارس 1908 آغاز شد و بالاخره در 5 خرداد 1287چاه شماره 1 در عمق 356 متري به مخزن رسيد و نفت تا ارتفاع 200 متري بالا آمد و چاه شماره 2 نيز ده روز بعد در عمق 308 متري به نفت برخورد کرد و بدين منوال صنعت نفت در خاورميانه متولد شد.
کشف نفت در مسجدسليمان و در مخازن آهکي براي اولين بار اتفاق افتاده بود چرا که تا آن زمان تمام مخازن نفتي در لايه هاي ماسه سنگي کشف شده بود.يک سال پس از این رویداد تاریخی يعني در تاريخ 14 آوريل 1909 ميلادي شرکت نفت انگليس و ايران با سرمايه دو ميليون ليره تاسيس شد. اين رویداد ارتباطات و تصميمات و تحولات اجتماعي ایران را تحت تاثیر خود قرار داد.
در سال 1914، مجلس بریتانیا برای تامین سوخت ماشین های جنگی کشورش قانوني را وضع كرد كه به موجب آن دولت قسمتي از سهام شركت نفت ايران و انگليس را خريداري کند. صدور نفت ايران از سال 1292 آغاز شد و در سال 1293 دولت انگلستان به لحاظ اهميت روز افزون نفت براي تامين سوخت نيروي دريايي خود در حدود 56 درصد سهام شرکت را خريد و دو نفر نماينده با حق وتو نسبت به تصميمات مربوط به سياست عاليه شرکت به هيئت مديره آن منصوب نمود و به اين ترتيب کنترل شرکت را به دست آورد و امتياز در حقيقت به دولت انگلستان منتقل گرديد.
در آن زمان حفظ منافع نفتي بزرگترين هدف سياسي دولت انگلستان شد چرا كه نفت به صورت يكي از مصالح و منافع مستقيم و استراتژيك بريتانيا درآمد. دولت انگليس با خريد سهام شرکت نفت ایران انگلیس، این شركت را به يك سازمان دولتي مقتدر در مقابل ایران تبديل كرد.
بر اساس ماده 10 قرارداد دارسی که حاکم بر روابط شرکت نفت و دولت مرکزی ایران بود، شرکت ایران و انگلیس باید میزان ناچیز 16 درصد از منافع خالص نفت را به عنوان حق امتیاز به دولت ایران پرداخت می کرد. اما انگیلسی ها حتی حاضر به پرداخت این مبلغ ناچیز هم نشدند و از ابتدای فعالیت شرکت نفت انگلیس و ایران، همواره کشمکش بر سر محاسبه سود خالص و حق امتیاز وجود داشت. این موضوع بیشتر به شفاف نبودن حسابها و ناتوانی ماموران دولتی ایران از فهم اطلاعات مالی شرکت ناشی میشد.
با این شرایط انگلیسیها باز هم کوتاه نیامدند و در سال 1931 با دریافت حقی از سهم ایران سهم ایران را بيش از گذشته کاهش دادند.اما انگلیسیها پا را از گلیم خود فراتر نهادند و عملا شركت نفت ایران و انگلیس در اوضاع سياسي ايران دخالت ميكرد و بر سر همين موضوع نيز گلايههاي زيادي از آن ميشد. به هرحال شركت نفت ايران و انگليس به عنوان ستون پنجم انگليس در ايران و عامل مؤثري در به هم زدن اوضاع به حساب ميآمد.
در این شرایط دولت ايران ضمن اعتراض به شركت نفت ايران و انگليس از قبول و دريافت حقالامتياز سال 1931 خودداري كرده و با فشار مردم در آذرماه 1311 ، وزير دارايي وقت ايران، الغاي امتياز دارسي را اعلام کرد.
انگلیسیها به اين اقدام دولت ايران اعتراض کردند و مساله را به شوراي جامعه ملل ارجاع دادند.شوراي جامعه ملل هر دو طرف را دعوت كرد كه وارد مذاكره مستقيم شده و راهحلي بيابند. در نهايت قرار شد تا رسيدن به نتيجه نهايي، عمليات كمپاني در ايران ادامه يابد.مذاكرات بين كمپاني و ايران در 1933 آغاز شد و در همان سال به عقد قرارداد جديد نفتي بين طرفين منجر گرديد. دو سال بعد، قرارداد جديد نفت كه بنام «قرارداد 1933» معروف است، به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد.
پس از اشغال ايران توسط انگليس و شوروي و پس از آن، آمريكا در جنگ جهاني دوم، رقابت استعمارگران بر سر منافع، خصوصا نفت، تشديد شد. اما دولت انگلستان به منظور حفظ سلطه خويش بر نفت جنوب و جلوگيري از استيفاي حقوق ملت ايران با مقامات كشور وارد مذاكره شد تا قراردادي را به تصويب برساند كه قرارداد 1933 را مورد تاييد و تاكيد قرار دهد. در پي الحاقي به قرارداد 1933 كه به قرارداد "گس- گلشاييان" مشهور گشت، مخالفتها و اعتراضهاي شديدي از سوي برخی از نمايندگان و همچنين از سوي بخش آگاه جامعة ايران بالا گرفت.
قرارداد الحاقي در تاريخ 26 تير ماه 1328، به عنوان ضميمه قرارداد اصلي، يعني امتيازنامه 1932 به امضاي گلشاييان نماينده دولت ايران و وزير دارايي وقت و گس، نماينده شركت نفت ایران و انگلیس رسيد.بر اساس قرارداد گس – گلشاييان سلطه انگليس بر منابع نفتي ايران تا سال 1361 ادامه می یافت و دولت ايران براحتي نميتوانست قرارداد 1933 را لغو کند.
پس از برداشتن این گام ننگین توسط دولت ایران کم کم زمزمه هایی از اعتراضات مردمی و آگاه سازی های پیرامون اهمیت نفت در کشور به گوش میرسید. آيت الله كاشاني تلاش كرد تا مبارزه را هدفدارتر کند و اعلاميه شديد اللحني عليه شركت نفت صادر كرد و در آن خواستار لغو امتياز این شرکت در ایران شد.
مجلس شانزدهم در 20 بهمن 1328 آغاز به كار كرد و دولت وقت آن زمان به دليل عدم راي اعتماد در 27 اسفند ماه همين سال ساقط شد و علي منصور به خواست سفارت انگليس بر شاه تحميل و مامور تشكيل كابينه گرديد.
نمايندگان در كميسيون نفت در خلال بحثهاي خود، از ملي شدن صنعت نفت سخن به ميان ميآوردند. هنگام تصويب گزارش كميسيون نفت در مجلس در 26 آذر 1329 طرحي با امضاي يازده نفر، مبني بر ملي شدن صنعت نفت به مجلس تقديم شد، اما چون امضاها كافي نبود، مطرح نشد.رزم آرا، نخست وزیر وقت ایران پس از شنیدن این زمزمه ها در مجلس، در جلسه خصوصي مجلس شركت كرد و به شدت عليه ملي شدن نفت، سخن گفت و ملي كردن صنعت نفت را خیانتی بزرگ دانست.
در آن زمان نهضت مردمي و جبهه ملي به همراه برخي از نمايندگان مجلس و فداييان اسلام براي ملي شدن نفت تلاش كردند. در نهايت رزم آرا توسط فداييان اسلام از بين رفت و از طرف ديگر، نتيجه كميسيون نفت اين شد كه قرارداد الحاقي گس_گلشاييان باطل گرديد و نتيجه پيشنهاد جايگزين آن در روز 29 اسفند ماه سال 1329 كه به تصويب مجلس رسيد، اين شد كه صنعت نفت در سراسر ايران ملي اعلام شود.
پس از به نخست وزيري رسيدن مصدق در ارديبهشت 1330، اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت در سرلوحه برنامه دولت قرار گرفت.با تصویب این قانون شرکت سابق نفت ايران و انگليس خلع ید و صنعت نفت ايران ملي اعلام شد. ملي شدن صنعت نفت ايران نه تنها از نظر اقتصادي و سياسي يکي از وقايع مهم نيمه دوم قرن بيستم براي کشور توليد کننده نفت محسوب مي شود، بلکه از اين جهت نيز داراي اهميت است که سبب شد کارشناسان نفتي کشورهاي توليد کننده نفت بخصوص ايران، استعدادهاي نهفته خود را نشان داده و تکميل نمايند.
پس از ملي شدن صنعت نفت با تلاشهاي دكتر مصدق و آيتالله كاشاني در نهم ارديبهشتماه سال 1330 شركت ملي نفت ايران بنا نهاده شد. اما دوران تسلط ملت ایران بر منابع انرژي کشورشان تنها حدود سه سال دوام یافت. پس از ملي شدن صنعت نفت براي مدت کوتاهي تاسيسات نفتي توسط کارشناسان ايراني اداره شد ولي بعلت تحريم اقتصادي که بر اساس توصيه دولتهاي انگليس و آمريکا صورت گرفت دولت وقت غير موارد معدودي نتوانست اقدام به صدور نفت نمايد.
وقتی نفت ملی شد، نخست وزير مردمی ايران شرکت نفت ايران را که تحت مديريت بريتانيا بود ملی کرد، دولت بريتانيا آبروی خود را در خطر ديد. پس از آن که تمام تلاشها و ابتکارات سياسی و ديپلماتيک ناکام ماند، لندن به اين نتيجه رسيد که تنها چاره کار خارج شدن مصدق از صحنه است. دولت بريتانيا توانست دوايت آيزنهاور، رييس جمهور آمريکا و دولت او را هم قانع کند که اگر دولت مصدق سرنگون نشود، ايران به مركز کمونيزم تبديل خواهد شد.
کودتايی توسط دفتر مرکزی اطلاعات آمريکا (سی آی ای) و همتای بريتانيايی اش (MI6) طرح ريزی شد که مسئول اجرايش کيم روزولت از سی آی ای بود. وظايف در روزکودتا شامل تقويت روحيه پادشاه وحشت زده ايران، خريدن سياستمداران و روزنامه نگاران و سازمان دادن و بسيج کردن شبکه ای از عوامل محلی بود.
اولين طرح کودتا شکست خورد و شاه ايران را ترک کرد. اما روز بيست و هشتم مرداد دولت مصدق ساقط شد و شاه تاج و تخت خود را باز يافت. در جريان اين کودتا حدود سيصد نفر در زد و خوردهای خيابانی کشته شدند.
متعاقب کودتاي ننگين 28 مرداد 1332 و انعقاد قرارداد تحميلي 1333 با کنسرسيومي متشکل از 16 شرکت نفت اروپايي و آمريکايي، صدورنفت توسط آن شرکتها آغاز و عملاً قانون ملي شدن صنعت نفت ناديده گرفته شد. بعد از اين واقعه باز حضور خواهران نفتي شامل (بريتيش پتروليوم كمپاني ليميتد، شل پتروليوم ان.وي، گلف اويل كورپوريشن، موبيل اويل كورپوريشن، استاندارد اويل كمپاني اوكاليفرنيا، تكزاكو اين كورپوريتد، كمپاني فرانسزد پترول) و تشكيل كنسرسيومي جديد را در تاريخ هفتم آبان ماه 1333 شاهد هستيم. شركتهاي گروه ايريكن نيز در نهم ارديبهشت 1344 به كنسرسيوم ملحق شدند. شركتهاي عضو كنسرسيوم نفت ايران دو شركت به نامهاي "شركت سهامي اكتشاف و توليد نفت ايران " و "شركت سهامي تصفيه نفت ايران " تشكيل دادند كه در کل " شركتهاي عامل نفت ايران " ناميده مي شدند.
اين دو شركت به ترتيب اختيار اكتشاف و توليد نفت خام و گاز طبيعي در حوزه معيني در جنوب ايران به نام "حوزه قرارداد" و تصفيه نفت خام و گاز حاصله را عهده دار بودند.شركتهاي عامل نفت ايران طبق قوانين كشور هلند تشكيل شده و در ايران به ثبت رسيده بودند.تعهدات مالي شركتهاي عضو كنسرسيوم، پرداخت مشخص تحت عنوان حق الارض شامل كليه نفت خام صادراتي و ماليات بر درآمدي بود كه به نسبت درصدي از منافع حاصل از صدور نفت بر اساس بهاي اعلام شده نفت خام به دولت ايران مي پرداختند که اين درصد ازسال 1349 به 55 درصد رسید.
تا پیش از پيروزي انقلاب اسلامي شركت ملي نفت ايران كار توزيع و فروش فرآورده هاي نفتي و گاز طبيعي جهت مصارف داخلي را به عهده داشت. شركتهاي عامل نفت ايران، فرآورده هاي نفتي، گاز طبيعي و نفت خام مورد نياز براي مصارف داخلي را به شركت ملي نفت ايران تحويل مي دادند. شركت ملي نفت ايران همچنين مسئوليت تامين، نگهداري و اداره خدمات پشتيباني توليد را تحت عنوان" خدمات غيرصنعتي" به عهده داشت كه در مقابل "عمليات صنعتي" قرار مي گرفت كه انحصارا در اختيار خارجيان بود.
با آغاز فعالیت کنسرسیوم اگرچه قراربود قانون ملی شدن نفت اجرا شود اما در عمل دولت ایران و شرکت ملی نفت اختیارات بسیار محدودی داشتند. تا مهرماه 1353 اعضای کنسرسیوم بدون دخالت دولت ایران برای تعیین میزان تولید و قیمت نفت که عوامل اصلی و تعیین کننده درآمد کشور بودند،تصمیم می گرفتند و دولت ایران در این خصوص هیچ اختیاری نداشت.
انقلاب اسلامي در ايران روح تازهاي در كالبد صنعت نفت دميد. از جمله اقدامات در آغاز انقلاب اسلامي بستن شيرهاي نفت صادراتي در ششم دی 1357 بود. با اين كار اختيار امور تاسيسات نفتي به دست اعتصابيون افتاد و خارجيها براي دومين بار در تاريخ صنعت نفت مهياي رفتن شدند. در مناطق خارجي نشين اهواز، آبادان و سایر مناطق، كارشناسان آمريكايي و اروپايي با شتاب هرچه تمام بخشي از اموال، اثاثيه شخصي و اتومبيل هاي خود را به حراج گذاشته و خانه – باغ ها را رها کرده و خوزستان را ترك كردند.
این حرکت تدریجی ملت ایران در واقع اجرای واقعی ملی شدن صنعت نفت بود. این موضوع سبب شد بیگانگان هیچ زمانی نتوانند در این صنعت حضور داشته باشند و زمینه بومی شدن صنعت نفت را فرآهم ساخت.
در جنگ تحميلي نيز تاسيسات گسترده صنعت نفت ايران در خشکي و دريا ،اولين هدف دشمن بود. هدف از ملي كردن صنعت نفت را نبايد تنها از ديدگاه اقتصادي آن مورد بررسي قرار داد. هر چند به دليل سلطه استعمار انگليس بر نفت سود سرشاري را عايد امپرا توري بريتانيا كبير و در مقابل فقر و ستم را نصيب ملت ما مي نمود، اما مهم آنجا بود كه دولت انگليس از طريق شركت نفت در نهادهاي مملكتي پايگاه هايي ايجاد كرده بود و از آن طريق بر همه امور سياسي ، نظامي، فرهنگي و مذهبي كشور نظارت داشت تا جايي كه هر حادثه و رويدادي كه در كشور اتفاق مي افتاد مردم آنرا از چشم انگليسها مي ديدند.
به بهانه بزرگداشت پنجاه و ششمين سال ملي شدن صنعت نفت نظر چند تن از صاحبنظران و پيشكسوتان صنعت نفت ايران را جويا شديم.
شكرخدا عزيزي دوست، با داشتن سابقه بيش از نيم قرن فعاليت در استخراج نفت در ايران و قديميترين كارگر در شركت ملي مناطق نفتخير جنوب در گفتوگو با خبرنگار ايسنا در خوزستان، به بيان خاطرات خود از عصر طلايي صنعت نفت در ايران پرداخت و توضيح داد: در زمان دولت مصدق، ملت ايران براي گرفتن حق خود از ذخاير نفت كشورشان، در مقابل دولت استعمارگر انگلستان ايستادگي كردند و پيروز شدند. به همين دليل نيز صنعت نفت ايران توسط كشور انگليس تحريم شد و از فروش نفت كشورمان در بازارهاي جهاني جلوگيري به عمل آمد.
وي ادامه داد: دولت وقت براي مقابله با تحريمهاي بيگانگان و سراپاماندن صنعت نفت، اقدام به فروش اوراق قرضه بين مردم كرد. عده بسيار زيادي از كارگران صنعت نفت و مردم عادي به رهبري آيت الله كاشاني با فروش لوازم منزل خود اين اوراق را خريدند اما استعمارگران كه مشاهده كردند اهدافشان از طريق تحريم محقق نخواهد شد دست به كودتاي نظامي عليه دولت دكتر مصدق زدند و او را بركنار و محاكمه كردند و در واقع ملي بودن صنعت نفت را بي معنا كردند.
پرسابقهترين كارگر شركت ملي مناطق نفتخيز جنوب تصريح كرد: در زمان سلطه انگليسي بر ذخاير نفتي ايران، انگليسيها، ايرانيها را نوكر خود ميديدند و در برخي موارد دستمزدي كه به يك كارگر پرداخت ميشد برابر با دستمزد پرداختي به يك حيوان باركش بود.
عزيز دوست خاطرنشان كرد: در زمان سلطه استعمارگران بر نفت، يك كارگر ايراني اجازه درس خواندن و وارد شدن به بخش فني، كارشناسي و مهندسي صنعت نفت را نداشت و اين مشاغل تنها در اختيار انگليسي ها و پس از آن آمريكاييها بود، آنها هميشه افراد را در سطح پاييني، بدون معلومات ميخواستند.
به گزارش ايسناي خوزستان، عزيزي دوست كه در سال 1323 در اواسط جنگ جهاني دوم وارد صنعت نفت شده و پس از 52 سال خدمت در صنعت نفت در سال 1375 بازنشسته شده است.
دكتر عاصميپور، قائم مقام مديرعامل شركت ملي نفت ايران درباره ملي شدن صنعت نفت به خبرنگار خبرگزاري ايسناي خوزستان توضيح داد: متاسفانه شاهان وقت ايران، با بيتدبيري و ناآگاهي از اهميت نفت، منابع انرژي را به راحتي به ديگر ملل بيگانه واگذار ميكردند.
وي با اشاره به نگاهها به مردم ايران در قراردادهاي نفتي ابتدايي در ايران گفت:در يكي از اين قراردادها كه به قرارداد دادرسي معروف است، آمده: مقرراست براي بهرهبرداري از نفت ايران شركت طرف قرارداد از "عملهها و نكرههاي شاه" به كار گرفته شود. اين موضوع نشان دهنده نگاه شاهان به مردم در كشور بوده است.
عاصميپور اظهار داشت: ملي شدن صنعت نفت در ايران محصول تحولات اقتصادي و فكري و روشنگريها در جهان بود.
وي با بيان اينكه ملي شدن صنعت نفت در ايران به محور مبارزات بر ضد استعمار و استبداد تبديل شده است، بيان كرد: با توجه به وابستگي حكومتها به نفت براي تامين مالي خود و از سوي ديگر اهميت تامين انرژي براي قدرتهاي بيگانه، نفت هميشه مركز مبارزات مردم بر ضد استعمار در ايران بوده است.
عاصميپور تصريح كرد: ملي شدن واقعي صنعت نفت دو شرط اساسي داشت. نخستين شرط لازم، مالكيت بر منابع انرژي كشور و شرط ديگر مديريت بر منابع ملي انرژي است.
عاصميپور عنوان كرد:در سال 1330 هر دو شرط يعني مالكيت و مديريت منابع ملي انرژي در ايران تحقق يافت اما متاسفانه تنها حدود سه سال استمرار يافت. پس آن با سقوط دولت مصدق و روي كار آمدن محمد رضا شاه پهلوي، شرط مديريت بر منابع ملي نفت از بين رفت و ملي شدن صنعت نفت تنها به عنوان يك روز ملي در تقويمها و در حد شعار باقي ماند.
وي بيان كرد: نبود مديريت ملي ايراني بر منابع انرژي كشور، سبب شد مالكيت منابع انرژي نيز تحت تاثير قرار گيرد. زيرا زمانيكه ما نتوانيم بر منابع انرژي مديريت كنيم، نميتوانيم مالك آن نيز باشيم. در آن زمان تنها دلارهاي نفتي بود كه وارد كشور ميشد و ايراني هيچ گونه تصميمسازي در نفت نداشت.
قائم مقام مديرعامل شركت ملي نفت ايران يادآور شد:نيروهاي استعمارگري كه بر نفت ايران سلطه داشتند بدليل استراتژيك بودن تامين انرژي حاضر به تربيت متخصص نفت به شكل گسترده در ايران نميشدند.
وي ادامه داد: خارجياني كه بر نفت ايران تكيه زده بودند، نيروهاي انساني را در حدي نگه ميداشتند كه كار آنها را هيچ گاه ياد نگيرند و از پس اداره صنعت نفت بر نيايند. از سوي ديگر نيز با ورود هر چه بيشتر تجهيزات، تكنولوژي، نفتكشها و نيروي انساني به صنعت نفت ايران علاوه بر ساخت يك صنعت وابسته در كشور، تلاش ميكردند با افزايش سهم خود در جدول هزينههاي قراردادهاي نفتي سهم بيشتري از نفت كشور برداشت كنند.
وي گفت: در آن زمان انسيتوي تكنولوژي نفت آبادان ، تنها مركز آموزش نيروي انساني رشته مهندسي نفت در ايران بود.
عاصميپور خاطرنشان كرد: در زمان حكومت پهلوي دوم، بدليل نبود مديريت بر منابع انرژي كشور، هيچگاه صنعت نفت ملي نشد. منابع انرژي در كشور وجود داشت اما بيگانگان در مورد آن تصميم ميگرفتند و سهم كوچكي از آن را به ما ميدادند.
عاصميپور اظهار داشت: هدف اساسي از ملي شدن صنعت نفت، خارج ساخت صنعت نفت از سلطه بيگانه و تغيير روابط حاكم بر صنعت نفت بين ايراني و بيگانگان بود، اين موضوع در واژهنگاري امروز به دكترين مديريت ملي بر منابع ملي تفسير ميشود.
وي با اشاره به فرا رسيدن دوران نويد بخش ملي شدن صنعت نفت با پيروزي انقلاب اسلامي گفت: پس از وقوع انقلاب اسلامي، ايرانيان با نخستين حركت كه بستن شيرهاي نفت صادراتي بود، مديريت خود را بر منابع ملي انرژي كشور نشان دادند.
عاصميپور ادامه داد:در آن زمان مديريت و حاكميت در كنار يكديگر بر منابع انرژي كشور به وجود آمد و دوباره شرط ملي بودن صنعت نفت تحقق يافت و به معناي واقعي صنعت نفت كشور ملي شد.
وي خاطرنشان كرد: پس از اين اقدام، ايرانيها به جاهايي پا گذاشتند كه تا آن زمان بيگانگان حتي نميگذاشتند كوچكترين زمزمههاي از مديريت ایرانی صنعت نفت وجود داشته باشد.بخش حفاري كه صنايع بالا دست نفت است از جمله اين بخشها در صنعت نفت كشور بود.
عاصميپور عنوان كرد: در اول انقلاب در بخش حفاري كشور كار با شش دكل مستهلك آغاز شد. امروز در صنعت حفاري به جايي رسيدايم كه داراي بزرگترين شركت حفاري جهان هستيم و علاوه بر انجام عمليات حفاري در كشور، در بيرون مرزها نيز عمليات گستردهاي در اين رابطه در حال انجام است.
وي با بيان اينكه اگر از 100 سال پيش به ايرانيان اجازه حضور و مديريت صنعت نفت را ميدادند حال اوضاع به گونهاي ديگر بود اظهار داشت: پيشرفتها نشان دهنده اين است كه اگر از 100 سال پيش كار ايراني در صنعت نفت آغاز ميشد، هم اينك بزرگترين صادر كننده تكنولوژي و دانش نفت در جهان بوديم.
وي يادآور شد: امروز در پروژههاي نفتي مديريت با ايرانيان است و كشورهاي ديگر حاضر در پروژه تنها نقش پيمانكار و در واقع عملهها و نكرههايي هستند كه در زمان انعقاد قراردادهاي نخستين در صنعت نفت به ملت ايران اطلاق شده بود. هم اينك روابط در صنعت نفت به كلي دگرگون شده است.
عاصمي پور گفت: البته اين پايان تلاشها نيست و ما بايد نشان دهيم ايراني ميتواند صنعت نفت را به بهترين نحو اداره و مديريت كند كه تاكنون نيز تلاشها در اين جهت بوده است.
در اين باره علييعقوبينژاد، نويسنده كتاب رئيس نفت، نيز در گفتوگو با خبر نگار ايسنا - منطقه خوزستان - توضيح داد: ملي شدن صنعت نفت، طرحي بود كه با تلاشهاي دكتر مصدق، آيتالله كاشاني و خواست مردم ايران، به دست اقليت مجلس شوراي ملي، در 29 اسفندماه سال 1329 به تصويب رسيد.
وي افزود:اجراي اين طرح، دست انگليس را از منابع عظيم نفت ايران كوتاه ميكرد.
يعقوبينژاد اظهار داشت: اين قانون ضربه شديدي به شركت نفت ايران و انگليس كه تنها متولي استخراج، استحصال، صدور و فروش نفت ايران بود وارد كرد. اين شركت براي حفظ سهم خود از بازار نفت ايران به ديوان لاهه شكايت كرد.
يعقوبينژاد خاطرنشان كرد: انگليس براي مقابله با ملي شدن صنعت نفت، اقدام به خارج كردن نيروهاي خود از شهر آبادان به عنوان قطب نفتي ايران و جلوگيري از فروش نفت ايران كرد پس از آن نيز كه نتوانست سر بلندي ملت ايران و ملي شدن صنعت نفت را مشاهده كند با اجراي طرح كودتاي MI6 و سرنگوني دولت ملي مصدق در 28 مرداد سال 1332 جلوي ملي بودن صنعت نفت را گرفت.
يعقوبينژاد گفت: انتخاب آزادانه قراردادهاي نفتي، خودكفايي در بخشهاي زيادي از صنعت نفت، برنامهريزي براي برداشت صيانتي از مخازن نفتي و رشد و بلوغ صنعت نفت، از جمله مزاياي ملي شدن صنعت نفت ايران است.
دکتر شاديزاده، عضو هيئت علمي دانشگاه نفت نيز در رابطه با ملي شدن صنعت نفت در ايران به خبرنگار ايسنای خوزستان گفت: متاسفانه پس از 100 سال استخراج نفت، صنعت نفت به معناي واقعي ملي نشده است.
وي توضيح داد: تلاشها براي حذف وابستگي از بيگانگان پس از انقلاب آغاز شد ولي به هيچ وجه نبايد متوقف شد. اين تلاشها كافي نيست و همچنان بايد ادامه يابد.
شاديزاده تصريح كرد: تنها وقتي ميتوان گفت صنعت نفت ملي شده است كه 99 درصد تجهيزات و دانش اين صنعت از ايران تامين شود.
وي افزود: در واقع دادن حق به ايران در دادگاه لاهه در زمان ملي شدن صنعت نفت، مجوز دادن به ايراني براي اداره صنعت نفت بوده است.
شاديزاده اظهار داشت: ملي شدن صنعت نفت از نظر لفظي به معناي تعلق سرمايه تمام مخازن نفت و گاز به مردم است. زماني كه يك صنعت در كشوري ملي است اكثر مردم آن كشور دانشهاي مرتبط با آن صنعت را دارند. اما متاسفانه دانش صنعت نفت در ايران فراگير نبوده و نفت تنها در بعد درآمدي براي مردم ملي شده است.
شاديزاده با اشاره به آموزش نيروي انساني مرتبط با بالادست صنايع نفت گفت: متاسفانه تا پيش از سال 1375 رشتهاي بنام مهندسي نفت در آموزش عالي كشور وجود نداشت اين موضوعات سبب شده ايران از نظر دانش نفت از ساير كشورها عقب بيفتد.
وي عنوان كرد: عليرغم تلاشهاي صورت گرفته براي ساخت و تامين وسايل و تجهيزات صنعت نفت، هنوز در بخش عمدهاي از تجهيزات، ابزارها و تكنولوژي نفت، وابسته به بيگانگان هستيم.
شاديزاده درباره تحولات پس از انقلاب اسلامي در رابطه با صنعت نفت گفت: به صورت قطعي هر آن چه كه در صنعت نفت از دانش و تجهيزات داخلي وجود دارد پس از انقلاب اسلامي با تلاش متخصصان انقلابي در اين صنعت به وجود آمده است.
وي تصريح كرد: تا پيش از انقلاب صنعت نفت كشور توسط كنسرسيومهاي خارجي اداره و مديرت ميشد و اين موضوع ننگ بار بود. مديريت بر منابع نفتي پس ازانقلاب اسلامي آغاز شد که اين موضوع افتخاري براي صنعت نفت كشور است.
گزارش از خبرنگار ایسنا پيمان بهرامرفيعي
انتهاي پيام
+ نوشته شده در شنبه 25 فروردین1386ساعت   توسط پیمان رفیعی
|
